آغاز، سخت ترین مرحله است…

از اینجا نوشتن را آغاز میکنم. شروع در نوشتن معمولا سخت است، اما باور کنید جذابیت لمس کیبورد کار را بدجوری راحت میکند. صدای تق تق کلیدها و تبدیل شدن انرژی به اطلاعات باینری!

آنچه در سرم میگذرد را منتقل میکنم به این محسابه گر دیجیتالی… چون از همان زمان که زبانی برای گفتن بوده، گوشی هم برای شنیدن وجود داشته. و از همان زمان که قلمی برای نوشتن، چشم هایی برای خواندن.

نمی خواهم نوشتن برایم صرفا یک سرگرمی باشد. هر چند اساسا همه چیز برای انسان حکم سرگرمی دارد. یعنی کلا به دنبال کاری هستیم که کله مان داغ شود! وای اگر این کله سرد شود، دنیا را خراب میکنیم تا حوصله مان سر نرود. (عبارت “دنیا را خراب میکنیم” حالت اغراق نداشت، واقعا هم خراب میکنیم!)

از گرم شدن سر که بگذریم برای نوشتن دلایل قانع کننده تری دارم، با دقت به سقف بالای سرت نگاه کن. شاید همین باعث میشود پرواز را فراموش کنیم. آجر های روی سرم، اندیشه پرواز را در دلم کور میکند. میخواهم نوشتن، پنجره ای باشد که فکرم از آن به بیرون فرار کرده و به دنبال ییلاقی برای کوچ میگردد.

2 دیدگاه ها

  1. N.A گفت:

    بسیار عالیییییی
    آفرییین

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *