لطفا زندگی را با فیلم سینمایی اشتباه نگیرید!

بگذارید واقعیت را بگویم، نمیدانم زندگی و آنچه در آن است حقیقت دارد یا فقط بر حسب درک سطحی ما از هستی پدید می آید. اصلا حقیقت چیست؟ آیا چیزی است جز آخرین گمان های پذیرفته شده مان نسبت به جهان؟ شاید هم حقیقت فرق داشته باشد. شاید فقط در بودن خلاصه میشود.

من چیز زیادی نمی دانم اما زمانی که قرار نیست همه چیز آنطور که می‌خواهیم پیش رود، چرا اتفاقی باعث شود که آنچه هستیم، نباشیم؟ عده ای زندگی را مانند یک فیلم سینمایی میدانند. بسیاری میخواهند زندگی را شبیه یک فیلم بکنند و در آن نقش اصلی را داشته باشند! اما من باور کرده ام که بازیگر نیستم و لحظاتم، فیلم سینمایی نیست. زیرا که آنجا همه چیز برای دیگران است و اینجا همه چیز (در نهایت) برای خود. زمان برای بازیگران، کُند می‌گذرد… بسیار کند!

جهان هستی با تمام تلخی‌هایش، شیرینی می‌آفریند. این شیرینی را هیچ وقت بازیگران حس نکردند، چون شیرینی در پسِ تلخی و تلخی در پسِ شیرینی است. این دو به گونه‌ای به هم آمیخته‌اند که جدا کردنشان یعنی نابودی هر دو.

پس زندگیتان تلخ و شیرین 🙂

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *