هستی مان مبارک

انسان بودن چه دارد؟ دیدن چیز ها. شنیدن موسیقی ها. یاد گرفتن، استفاده کردن و ساختن. و البته غم!

این غم را چه کنیم حالا؟! داشتن این مغز پیشرفته بدون هزینه نیست و هزینه آن همین غم ها و اندوه ها رنج ها و دردهاست.

غم از دل خود ناگهان شادی را می آفریند. فقط باید به آن فرصت داد. زندگی بدون غم از هر چیزی غمگین تر، زندگی بدون درد از هر چیزی دردناک تر و زندگی بدون مرگ از هر چیزی مرگبار تر است. (چون پایه های وجودی اش را از دست داده)

آنکس که تظاهر به همیشه شاد بودن می کند آن کس که از دردهایش فرار کرده، آن کس که میگوید از شما بهتر است و قوی تر است دقیقا همان درد های شما را به دوش می کشد.

غم را فقط یک کار میتوان کرد و آن در آغوش گرفتن.

دنیا در آغوش گرفتنی است. وجود در لحظه های دردناک ما گم نمیشود. اگر غمگین هستید چون زنده اید! و از این فرصت بی نظیر بگذریم؟ زنده بودن تنها فرصت ماست که هیچ کس ندارد جز ما! و آن جا جان ماست و هستی ماست و بودن ماست و وجود داشتن ماست.

هستی مان مبارک

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *