چرا هیچ شرکتی دوام نمیاورم!

مشکل اساسی است!

اجازه دهید توضیح دهم برنامه نویس شدن چه داستانی دارد.

در ابتدا که این شغل را شروع می‌کنید فقط چند خط ساده می‌نویسید و ناگهان بعد از زدن دکمه “اجرا” معجزه رخ می‌دهد و اتفاقی می‌افتد. معدلتان به طور خودکار محاسبه می‌شود. کامپیوتر به شما می‌گوید سلام. دو عدد از شما می‌گیرد و یکی را به توان دیگری می‌رساند و شما هم اگر به درد برنامه نویس شدن بخورید، ذوق زده می‌شوید. و دوست دارید برنامه بنویسید. بیشتر و بیشتر.

این داستان تا سال ها ادامه پیدا می‌کند. تنها چیزی که در این دوران برای شما مهم است نوشتن کد و تبدیل شدنش به یک بازی یا نرم افزار است. یعنی می‌خواهید ببینید که کدهایتان کار می‌کند. و بعد از اینکه اینکار را به خوبی انجام دادید به خاطر کمبود دانش و ذوق زدگی بیش از حد سینه تان را جلو می‌دهید و فکر می‌کنید یک برنامه نویس شده اید.

خب نکته همینجاست! این اولین نقطه ای است که شاید بعد از چند سال به آن برسید. نقطه ای که وقتی به شما می‌گویند برنامه ای می‌خواهم که فلان کار را انجام دهد، دست پاچه نمی‌شوید و می‌دانید یک ذهن برنامه نویس دارید که همه کار ها را برایتان پیش می‌برد.

و فقط می‎‌گویید: “بسیار خب قربان، الان می‌نویسم” آه نه…

شما فقط نقطه اول برنامه نویس شدن را پشت سر گذاشته اید.

نقطه بعدی که باید به آن برسید و بسیار مهم تر است: شما باید برنامه خوب بنویسید. برنامه ای که برای هر کسی خواناست. برنامه ای که سرعت خوبی در اجرا داشته باشد. برنامه ای که با خواندن کدش لذت ببرید نه با اجرای آن!!

من یک کمال گرا هستم. بله. و این نتیجه ای است که بعد از 11 سال کد نویسی گرفته ام. از همان زمان که اولین برنامه ++C را نوشتم که دو عدد را می‌گرفت و جمع آن را چاپ می‌کرد تا به الان هر روز بیشتر کمالگرا می‌شوم.

چون دیده ام! می‌پرسید چه دیده ای؟

نابودی را! نابودی شرکت ها، نابودی آدم ها، نابودی کشور ها، نابودی جهان فقط به خاطر یک برنامه نویس بد.

همین چند وقت پیش افراد زیادی پولشان را در بورس ایران از دست دادند و نتوانستند خرید و فروش بکنند فقط به خاطر برنامه نویسانی که کد های بد نوشته بودند و باعث شدند سیستم درست کار نکند.

در تمام این سالها که با 10 ها شرکت مختلف کار کردم هیچ کدام را ندیدم که یک برنامه نویس خوب در آنجا باشد. هر چه سنشان و تجربه شان بیشتر شده بود فقط پر از ادعاهای نابودگر شده بودند.

من تنها کسی نیستم که عقیده دارم برنامه نویسی مانند تمام شغل های دیگر اگر توسط آدم های کمالگرا انجام شود بهتر است.

لطفا این کنفرانس را از رابرت مارتین مشاهده کنید:

عمو باب – Clean Code

به امید روز های بهتر. روز هایی پر از کمال گرایی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *